ترجمه "spear" به فارسی

نیزه, زوبین, پیکان بهترین ترجمه های "spear" به فارسی هستند.

spear verb noun دستور زبان

A long stick with a sharp tip used as a weapon for throwing or thrusting, or anything used to make a thrusting motion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیزه

    noun

    long stick with a sharp tip [..]

    The big orc, spear in hand, leapt after him.

    او رک بزرگ، نیزه به دست باشتاب سر در پی او گذاشت.

  • زوبین

    He also had a bow at his back and carried a short broad headed spear.

    او نیز کمانی را حمایل کرده بود و زوبین کوتاهی با پیکان پهن در دست داشت.

  • پیکان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سنان
    • زوبینچه
    • سرتیز
    • نیزک
    • (با نیزه و غیره) سوراخ کردن
    • (عامیانه) گوی را یکدستی گرفتن
    • (ماهی و غیره) با نیزه گرفتن یا شکار کردن
    • (مخفف) رجوع شود به spearman
    • برگ یا جوانه ی دراز و نوک تیز
    • زوبین وار رشد یا حرکت کردن
    • زوبین پراندن
    • نیزه زدن
    • هر چیز نیزه مانند (به ویژه در ماهیگیری)
    • پرتاب نیزه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spear " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spear proper

An English surname.

+ اضافه کردن

"Spear" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Spear در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "spear"

عباراتی شبیه به "spear" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spear" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه