ترجمه "spend" به فارسی

سپنج کردن, گذراندن, تمام شدن بهترین ترجمه های "spend" به فارسی هستند.

spend verb noun دستور زبان

amount spent (during a period) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سپنج کردن

    to consume, to use up (time)

  • گذراندن

    verb

    David was in no mood to spend the evening with a child.

    دیوید ابداً حوصله گذراندن وقت با یک بچه را نداشت.

  • تمام شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • گساردن
    • (مهجور) نحیف و رنجور شدن
    • (وقت) صرف کردن
    • (پول یا وقت) حرام کردن
    • (پول) خرج کردن
    • به پایان رساندن
    • تحلیل رفتن
    • تحلیل رفتن قوا
    • تمام کردن
    • خرج کردن
    • سر کردن
    • سپری کردن
    • صرف شدن
    • صرف کردن
    • فدا کردن
    • مصرف کردن
    • هدر دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spend " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spend" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spend" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه