ترجمه "sphinx" به فارسی

ابوالهول, اسفنگس, (اسطوره ی مصر) اسفینکس (هیولای دارای تنه ی شیر و سر و پستان زن) بهترین ترجمه های "sphinx" به فارسی هستند.

sphinx verb noun دستور زبان

(mythology) A creature with the head of a human and the body of an animal (commonly a lion). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابوالهول

    A mythical creature with the head of a human and the body of a lion.

    He looked like a rather exceptionally aloof and unhelpful sphinx.

    حالت مجسمه ابوالهول را داشت که ساکت و بیپروا بر جای ایستاده و حاضر به هیچگونه کمکی نیست.

  • اسفنگس

    taxonomic terms (animals)

  • (اسطوره ی مصر) اسفینکس (هیولای دارای تنه ی شیر و سر و پستان زن)

  • ترجمه های کمتر

    • (مصر - S بزرگ) تندیس دارای تنه ی شیر و سر انسان
    • (مصر) ابوالهول
    • آدم تودار
    • آدم دیر آشنا
    • آدم مرموز
    • رجوع شود به hawk moth
    • مجسمه ی ابوالهول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sphinx " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sphinx proper noun

(usually with " the ") An ancient, large statue in Egypt, with the face of a man and the body of a lion, lying near the Great Pyramids. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابوالهول

    large monument in Egypt

    a dire Sphinx that propounded puzzles and conundrums demanding instantaneous solution.

    او در حکم ابوالهول ترسناکی بود که انواع چیستانها و معماها را مطرح میکرد و بیدرنگ پاسخ میطلبید.

  • اسفنگس

تصاویر با "sphinx"

اضافه کردن

ترجمه های "sphinx" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه