ترجمه "spike" به فارسی
میخ, ميخ, میله بهترین ترجمه های "spike" به فارسی هستند.
A sort of very large nail; also, a piece of pointed iron set with points upward or outward. [..]
-
میخ
nounA board with a six inch spike protruding from it came down in front of her nose.
یک تخته با یک میخ ۱۵ سانتی متری درمقابل بینیاش بزمین افتاد.
-
ميخ
A spike-shaped metal fastener used for joining wood or similar materials.
Are you guys using spike or ghost, miss?
شماها دارين از ميخ استفاده ميکنين يا روح ، خانما
-
میله
Like someone pounded a railroad spike through my ear.
انگار یکی میله ی راه آهن رو می کوبه تو گوشم
-
ترجمه های کمتر
- خار
- خسک
- سنان
- غیبه
- آبشار
- (با نیزه یا هر چیز تیز) فرو کردن
- (بچه ماهی از نوع maekerel) دارای درازای زیر شش اینچ 0
- (جمع) یک جفت کفش میخ دار
- (خودمانی) مشروب الکلی افزودن (به چیزی) 5
- (در بالای نرده های فلزی یا غیره) سرنیزه
- (سابقا) با فرو کردن میله در ته لوله ی توپ آن را از کار انداختن 3
- (میخ یا خار که با آن ریل راه آهن را به تراورس می کوبند) میخ راه آهن
- (والیبال) آبشار زدن
- (کفش زنانه) پاشنه ی بلند و تیز
- (کفش های ورزشی و غیره) گلمیخ
- (گندم و غیره) خوشه (ear هم می گویند) (رجوع شود به تصویر: inflorescence)
- (گیاه شناسی) سنبله
- خط انداختن
- خنثی کردن
- سوراخ کردن
- سوراخ کردن 2
- عاطل و باطل کردن
- عقیم گذاشتن
- میخ بلند و سنگین
- میخ دار کردن
- میخ طویله
- هر چیز تیز و میخ مانند یا نیزه مانند (به ویژه شاخ صاف و تیز)
- پاشنه نیزه ای (spike heel هم می گویند)
- چوب لای چرخ گذاشتن 4
- گلمیخ زدن 1
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spike " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A male nickname. [..]
"Spike" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Spike در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "spike"
عباراتی شبیه به "spike" با ترجمه به فارسی
-
برق گیر
-
(گیاه شناسی) استوقدس · استو خدوس (Lavandula latifolia)
-
پر طاووسی سنبلهای
-
سنبلهها
-
برق گیر
-
خیش میخ دار · چنگک زمین خراش (با دندانه های تیز)