ترجمه "spinally" به فارسی

صلبی, فقراتی, پشتی بهترین ترجمه های "spinally" به فارسی هستند.

spinally adverb دستور زبان

In a spinal manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صلبی

    and to the dogs whose spinal marrow he has punched out?

    و سگها تشکر دارند که نخاع صلبی آنها را بیرون میآورد.

  • فقراتی

  • پشتی

    noun
  • وابسته به تیره پشت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spinally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spinally" با ترجمه به فارسی

  • عصب نخاعی
  • تومور طناب نخاعی
  • مجرای مهره ای · مجرای نخاعی · کانال مهره ای
  • (کالبدشناسی) مغز تیره · طناب مهره ای · طناب نخاعی · مغز تيره · مغز تیره · مغز تیره ی پشت · نخاع · نخاع شوکی
  • (کالبدشناسی) ستون مهره · ستون فقرات · ستون مهره · یتارقف نوتس
  • خاری · فقراتی · مازه ای · مهره ای · وابسته به ستون فقرات یا مغز تیره
  • فقراتی
  • (جراحی) بی حس سازی مغز تیره · بی حس سازی بخش پایین بدن · بیهوشی نخاعی · فقراتی
اضافه کردن

ترجمه های "spinally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه