ترجمه "spinster" به فارسی
دختر ترشیده, ریسنده, نختاب بهترین ترجمه های "spinster" به فارسی هستند.
spinster
noun
دستور زبان
A woman who has never been married, especially one past the normal marrying age according to social traditions. [..]
-
دختر ترشیده
nounA spinster has to kill time some way
یه دختر ترشیده ، باید یه جوری وقتش رو بگذرونه.
-
ریسنده
-
نختاب
noun
-
ترجمه های کمتر
- (حقوق) زن ازدواج نکرده
- (زن) نخ ریس
- تجرد قطعی
- دخترخانه مانده
- پیر دختر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spinster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن