ترجمه "spiny" به فارسی
خاردار, تیغدار, خارسان بهترین ترجمه های "spiny" به فارسی هستند.
spiny
adjective
noun
دستور زبان
covered in spines or thorns [..]
-
خاردار
adjective -
تیغدار
-
خارسان
-
ترجمه های کمتر
- خنس
- پرخار
- پرگرفتاری
- پردردسر
- زبر
- دشوار
- به شکل مهره ی فقرات
- مهره دیس
- مهره شکل
- پوشیده از خار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spiny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spiny"
عباراتی شبیه به "spiny" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به spiny-finned
-
(جانورشناسی) کوسه ماهی خاردار (راسته ی Squaliformes به ویژه Squalus acanthias)
-
رجوع شود به echidna
-
رجوع شود به acanthocephalan
-
(جانورشناسی)لابستر خاردار (تیره ی Palinuridae)
-
تیزی · تیغی بودن · خارسانی · ویژگی خاری یا تیغی
-
خار باله دار · دارای باله های سخت و تیغ مانند
-
خرچنگ خاردار · خرچنگ خاردار دریایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن