ترجمه "spittle" به فارسی

تف, بزاق, گلیز بهترین ترجمه های "spittle" به فارسی هستند.

spittle verb noun دستور زبان

Spit, usually frothy and of a milky coloration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تف

    noun

    spit, usually frothy

    his spittle seemed somewhat ropy and dry

    تف میانداخت و بلغمی خشک و چسبنده از گلو بیرون میافکند.

  • بزاق

    noun
  • گلیز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بفچ
    • خدو
    • آبگونه ی کف آلودی که از برخی حشرات تراوش می کند
    • اخ تف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spittle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "spittle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه