ترجمه "split second" به فارسی

لحظه, آن, ان بهترین ترجمه های "split second" به فارسی هستند.

split second noun

a very short time (as the time it takes the eye to blink or the heart to beat); "if I had the chance I'd do it in a flash"

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لحظه

    noun

    So for this split second, you're actually aware that your body is paralyzed.

    پس براي اين لحظه ي شکاف ، آدم در واقع از اين که بدنش فلجه ، آگاهه.

  • آن

    pronoun

    But it was visible only for a split second.

    آن منظره تنها در لحظهای بسیار کوتاه قابل رؤیت بود.

  • ان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دم
    • ضربان قلب
    • چشمک
    • یک آن
    • یک ان
    • یک دم
    • یک لحظه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " split second " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "split second" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه