ترجمه "sponge" به فارسی
اسفنج, ابر, زالو بهترین ترجمه های "sponge" به فارسی هستند.
sponge
verb
noun
دستور زبان
(countable) Any of various marine invertebrates, mostly of the phylum Porifera , that have a porous skeleton often of silica. [..]
-
اسفنج
nounpiece of porous material used for washing [..]
I drop this stick and they pick your friend up with a sponge.
و بعدش ، اونا دوستت رو با اسفنج جمع مي کنن.
-
ابر
noun -
زالو
noun
-
ترجمه های کمتر
- انگل
- طفیلی
- مفتخور
- پارازیت
- درکش
- کندن
- (با اسفنج) پاک کردن
- (برای شستشو و غیره) اسفنج
- (به ویژه طبخ نان) خمیرورآمده
- (جانورشناسی) اسفنج (موجودات آبزی و بی حرکت و حفره دار شاخه ی Porifera)
- (جراحی و غیره) یک لایه پنبه
- (در دریا) اسفنج گیری کردن
- (عامیانه)کلاش
- (مثلا با اسفنج - معمولا با: up) درآشامیدن
- (معمولا با: away یا off یا out) از میان بردن
- (پسخوراک) ژله و خامه ی پف کرده
- آدم پرظرفیت (برای کسب دانش یا مشروبخواری و غیره)
- آدم گنجا
- ابر کشیدن 0
- ابرحمام (طبیعی یا ساختگی)
- اسفنج دریایی
- انگل شدن
- اهل تلکه
- تلکه کردن
- تیغ زدن 3
- جذب کردن 2
- خیس کردن
- زدودن 1
- صدای مزاحم
- غذا دادن
- فلز اسفنجی
- فلز روزندار
- فلز متخلخل
- مفت خوری کردن
- کلاشی کردن
- گره زدن
- یک لایه باند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sponge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sponge
Sponge (TV series)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Sponge" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sponge در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sponge"
عباراتی شبیه به "sponge" با ترجمه به فارسی
-
رجوع شود به luffa
-
پرورش اسفنج
-
اسفنج زبر (که از دریای کارائیب به دست می آید)
-
لاستیک ابری · لاستیک متخلخل (یا اسفنجی)
-
(گیاه شناسی) اسفنج سفتگر (Clionidae)
-
اسفنجهای آهکی
-
اسفنجها
-
صید اسفنج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن