ترجمه "spool" به فارسی

قرقره, ماسوره, بوبین بهترین ترجمه های "spool" به فارسی هستند.

spool verb noun دستور زبان

A device around which thread, wire or cable is wound, especially a cylinder or spindle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرقره

    noun

    Every kite fighter had an assistant in my case, Hassan who held the spool and fed the line.

    هر بادبادکبازی دستیاری داشت در مورد من حسن بود که قرقره را به دست داشت و نخ میداد.

  • ماسوره

    We can use the spools from the printing press.

    می تونیم از ماسوره های ماشین چاپ استفاده کنیم

  • بوبین

  • ترجمه های کمتر

    • دشکه
    • شفته
    • گوفیه
    • (برای نخ یا سیم و غیره) قرقره
    • آنچه دور قرقره پیچیده شده است
    • دور قرقره پیچیدن
    • قرقره پیچ کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spool " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spool"

عباراتی شبیه به "spool" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spool" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه