ترجمه "spruce" به فارسی
صنوبر, قشنگ, خوش لباس بهترین ترجمه های "spruce" به فارسی هستند.
spruce
adjective
verb
noun
دستور زبان
Any of various large coniferous evergreen trees from the genus Picea, found in northern temperate and boreal regions; originally and more fully spruce fir. [..]
-
صنوبر
nounRight at the bottom, under the spruce bushes, was a cure in plaster reading his breviary.
در انتهای باغ، زیر درختان صنوبر، مجسمه گچی کشیشی در حال خواندن کتاب دعا دیده میشد.
-
قشنگ
adjective -
خوش لباس
-
ترجمه های کمتر
- نوئلها
- شیک
- آراستن
- پست
- (معمولا با: up) شیک کردن
- (گیاه شناسی) صنوبر (جنس Picea از خانواده ی pine)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spruce " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spruce
noun
دستور زبان
(obsolete) Prussia. [..]
-
کاج نوئل
تصاویر با "spruce"
عباراتی شبیه به "spruce" با ترجمه به فارسی
-
(گیاه شناسی) کاج میلاد سیاه · صنوبر سیاه (نوعی کاج نوئل به نام لاتین Picea mariana که بومی باتلاق های سردسیری امریکای شمالی است) · نوئل سياه · پيسئا نيگرا · پیسئا ماریانا
-
خوش تیپ
-
آبجو صنوبری (دارای عصاره ی برگ صنوبر)
-
اراستگی · خودارایی · قشنگی · پاکیزگی
-
(گیاه شناسی) کاج صنوبر (Pinus glabra - بومی خاور ایالات متحده)
-
پیسئا اوبوواتا
-
(جانورشناسی) سیاه خروس کانادایی (Canachites canadensis - بومی جنگل های صنوبر آمریکای شمالی)
-
نوئل نقرهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن