ترجمه "spun" به فارسی

تاب خورده, تابیده, تافته بهترین ترجمه های "spun" به فارسی هستند.

spun verb

Simple past tense and past participle of spin. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاب خورده

    He rocked backward and forward on his small feet for a moment and spun his bowler hat in his hands.

    او مدت کوتاهی روی پاشنه و پنجهی کفشهایش تاب خورد و کلاه لبهدارش را در دستش چرخاند.

  • تابیده

    He tells stories of the gods, but his yarn is spun from the ungodly, human heart.

    او داستانهای خدایان را باز میگوید، اما در رشتة سخنش قلبی انسانی و غیر خدایی تابیده شده است.

  • تافته

  • زمان گذشته و اسم مفعول : spin

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spun" با ترجمه به فارسی

  • پشمک · پشمک (cotton candy هم می گویند)
  • ریسمان تافته · طناب چندلا · نخ تابیده
  • ابریشم تابیده · نخ ابریشم
  • (ریسمان و غیره) سخت تاب · چند بار تابیده
  • تي.وي.پي · پروتئينهاي تافته · پروتئينهاي قوامدارشده · پروتئینهای بافتدارشده
  • شیشه ی الیاف مانند · پشم شیشه
اضافه کردن

ترجمه های "spun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه