ترجمه "squandering" به فارسی

اسراف ترجمه "squandering" به فارسی است.

squandering noun verb دستور زبان

Present participle of squander. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسراف

    noun

    If you want to sulk in the end, why do you squander?

    اگه ميخواي آخرش قهر کني چرا اسراف مي کني ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " squandering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "squandering" با ترجمه به فارسی

  • (نادر) ولخرجی · اسراف · اسراف کردن · بر باد دادن · حذر کردن · حرام کردن · ضایع کردن · فراخ روی · نفله کردن · هدر دادن · هرزدادن · ولخرجی کردن
  • تلف کار · مسرف · ولخرج
  • (نادر) ولخرجی · اسراف · اسراف کردن · بر باد دادن · حذر کردن · حرام کردن · ضایع کردن · فراخ روی · نفله کردن · هدر دادن · هرزدادن · ولخرجی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "squandering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه