ترجمه "squirrel" به فارسی

سنجاب, وروره, انباشتن بهترین ترجمه های "squirrel" به فارسی هستند.

squirrel verb noun دستور زبان

Any of the rodents of the family Sciuridae distinguished by their large bushy tail. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنجاب

    noun masculine

    rodent

    Maybe we go inside and search the Internet for funny videos of squirrels waterskiing.

    شايد بريم اونجا و تو اينترنت دنبال واسه فيلماي خنده دار سنجاب اسکي باز روي آب بگرديم.

  • وروره

    rodent

  • انباشتن

    Verb verb
  • ترجمه های کمتر

    • خزسنجاب
    • (جانور شناسی) سنجاب (تیره ی Sciuridae)
    • (معمولا با: away - مثل سنجاب که خوراک ذخیره می کند) احتکارکردن
    • انبار کردن
    • موش خرما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " squirrel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "squirrel"

عباراتی شبیه به "squirrel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "squirrel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه