ترجمه "squirrel" به فارسی
سنجاب, وروره, انباشتن بهترین ترجمه های "squirrel" به فارسی هستند.
squirrel
verb
noun
دستور زبان
Any of the rodents of the family Sciuridae distinguished by their large bushy tail. [..]
-
سنجاب
noun masculinerodent
Maybe we go inside and search the Internet for funny videos of squirrels waterskiing.
شايد بريم اونجا و تو اينترنت دنبال واسه فيلماي خنده دار سنجاب اسکي باز روي آب بگرديم.
-
وروره
rodent
-
انباشتن
Verb verb
-
ترجمه های کمتر
- خزسنجاب
- (جانور شناسی) سنجاب (تیره ی Sciuridae)
- (معمولا با: away - مثل سنجاب که خوراک ذخیره می کند) احتکارکردن
- انبار کردن
- موش خرما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " squirrel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "squirrel"
عباراتی شبیه به "squirrel" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) روباه سمور (سمور روباه مانندی بنام لاتین Sciurus niger - بومی خاور آمریکای شمالی) · سنجاب روباهی
-
سنجاب قرمز
-
(جانورشناسی) انواع سنجاب های درشت خاکستری رنگ (از جنس Sciurus - بومی ایالات متحده)
-
سنجاب زمینی آفریقایی
-
سنجاب زمینی دمگرد
-
سنجابها
-
موتور قفسسنجابی
-
سنجاب زمینی واشینگتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن