ترجمه "stag" به فارسی
گوزن, ستاغ, جاسوسی کردن بهترین ترجمه های "stag" به فارسی هستند.
stag
verb
noun
adverb
دستور زبان
The adult male of the red deer (Cervus elaphus), a large European species closely related to the American elk, or wapiti. [..]
-
گوزن
nounYes, your father was always a stag when he transformed
پدرت وقتی تغییر شکل میداد تبدیل به یه گوزن نر میشد.
-
ستاغ
colt or filly
-
جاسوسی کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- گوزن نر
- مردانه
- (امریکا) مردی که بدون زن به مهمانی می رود
- (انگلیس - خودمانی) دزدکی کسی را تعقیب کردن
- تک مرد
- حیوان نر
- حیوان نر (به ویژه اخته شده)
- مرد تک
- مهمانی مردانه
- ویژه ی مردان
- کوتاه کردن
- گاو اخته
- گردهمایی مردانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "stag"
عباراتی شبیه به "stag" با ترجمه به فارسی
-
گوزنهای نر
-
(جانور شناسی) سوسک گوزنی (تیره ی Lucanidae)
-
شاخگوزنی لوکانوس کروس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن