ترجمه "stammer" به فارسی
لکنت داشتن, لکنت, گیر بهترین ترجمه های "stammer" به فارسی هستند.
stammer
verb
noun
دستور زبان
To keep repeating a particular sound involuntarily. [..]
-
لکنت داشتن
verb -
لکنت
nounI hope I am learning to talk, he stammered.
با لکنت گفت امیدوارم کمکم خوب حرف زدن را یاد بگیرم.
-
گیر
noun
-
ترجمه های کمتر
- (زبان) لکنت
- (زبان) گیر کردن
- تته پته
- تته پته کردن
- لكنت داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stammer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stammer" با ترجمه به فارسی
-
لکنت
-
ادم زبان گرفته · ادم لکنت دار · الکن
-
لویی کندزبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن