ترجمه "standstill" به فارسی
وقفه, توقف, سکون بهترین ترجمه های "standstill" به فارسی هستند.
standstill
noun
دستور زبان
complete immobility; halt [..]
-
وقفه
nounWe have a severe problem in countries which are at a standstill.
ما یک مشکل جدی در مورد کشورهایی داریم که دچار وقفه شده اند.
-
توقف
I had not forgotten that, cried Katerina Ivanovna, coming to a sudden standstill
کاترینا ناگهان توقف کرد و با لحن ملامت آمیزی به خانم کوخلاکف چنین گفت: آلیوشا را فراموش نکردم
-
سکون
" we'll bring the city to a standstill tomorrow. "
ما فردا شهر رو به حالت سکون در میاریم
-
ترجمه های کمتر
- ایستایی
- ایستش
- بازایستی
- پات
- ایست
- گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " standstill " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "standstill" با ترجمه به فارسی
-
ایست · تعطیل · سکته · سکوت · وقفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن