ترجمه "starboard" به فارسی
سمت راست کشتی, (در حال ایستادن به سوی سینه ی کشتی) دست راست, (کشتی) به سوی راست رفتن بهترین ترجمه های "starboard" به فارسی هستند.
starboard
verb
noun
adjective
دستور زبان
The right hand side of a ship, boat or aircraft when facing the front, or fore or bow. Starboard does not change based on the orientation of the person aboard the craft. [..]
-
سمت راست کشتی
adjective nounFull and by on the starboard tack as close as you can.
تا جایی که میشه بذارین به سمت راست کشتی نزدیک بشه
-
(در حال ایستادن به سوی سینه ی کشتی) دست راست
-
(کشتی) به سوی راست رفتن
-
ترجمه های کمتر
- سمت راست کشتی (در برابر: سمت چپ port)
- سکان را به راست چرخاندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " starboard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن