ترجمه "starless" به فارسی
بیستاره, بی ستاره بهترین ترجمه های "starless" به فارسی هستند.
starless
adjective
دستور زبان
without visible stars. [..]
-
بیستاره
adjectivewithout visible stars
and above it shone the moon, nearly at its full, in a pale, almost starless, spring sky.
و بر فرازش قرص تقریبا تمام ماه در آسمان روشن و بیستاره بهاری میدرخشید.
-
بی ستاره
Each leaf Each tree Each cloud in the starless sky Each step he took.
هر برگ، هر درخت، هر تکه ابر در آسمان بی ستاره، هر قدمی که بر میداشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " starless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن