ترجمه "stash" به فارسی

پنهان کردن, انبار, اندوخته بهترین ترجمه های "stash" به فارسی هستند.

stash verb noun دستور زبان

A collection, sometimes hidden; a reserve. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنهان کردن

    verb

    I know a place that I can stash a body.

    من محلی رو بلدم که بشه یه جنازه رو پنهان کرد

  • انبار

    verb noun

    Owen's Brooklyn residence had a stash of mementos that catalogued his kills.

    اقامت گاه اوون توی بروکلین یه انبار داشت که اونجا یادگاری های قتل هاش رو نگه می داشت

  • اندوخته

    noun

    My own stash, I guess you could call it.

    اندوخته ی خودم به گمونم میتونی اینطور صداش کنی

  • ترجمه های کمتر

    • مخفیگاه
    • گنج
    • اندوختن
    • نهانگاه
    • انباشتن
    • گنجینه
    • مخزن
    • انداختن
    • (در محل مخفی) بری روز مبادا ذخیره کردن
    • انبار کردن
    • قایم کردن
    • محل پنهان کردن
    • هر چیز نهفته شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stash" با ترجمه به فارسی

  • انبار کردن · اندوختن · ذخیره کردن
اضافه کردن

ترجمه های "stash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه