ترجمه "status" به فارسی

جایگاه, حالت, وضعیت بهترین ترجمه های "status" به فارسی هستند.

status noun دستور زبان

A person’s position or standing relative to that of others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جایگاه

    noun

    person’s position or standing

    Whatever his origins and status in English life, the young Roderick Armstrong was a tartar.

    اما از اصل و نسب و جایگاه رو دریک آمسترانگ جوان در انگلیس که بگذریم، مردی آتشی مزاج بود.

  • حالت

    noun

    with curly black hair, like a Greek statue.

    و با موهای حالت دار و سیاهش مثل یک تندیس یونانی بود.

  • وضعیت

    noun

    The condition of a user that can be displayed to the user's contacts to communicate whether the user is currently online and available, offline and unavailable, and so on.

    I didn't write about you in the status report.

    من چیزی در مورد تو در گزارش وضعیت ننوشتم.

  • ترجمه های کمتر

    • شان
    • مقام
    • وضع
    • منزلت
    • اعتبار
    • چگونگی
    • مرتبه
    • رتبه
    • جاه
    • چونی
    • پایه
    • نهشت
    • ارج
    • بودش
    • حال
    • (حقوق) وضع حقوقی
    • وضعیت قانونی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " status " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Status
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وضعیت

    noun

    I didn't write about you in the status report.

    من چیزی در مورد تو در گزارش وضعیت ننوشتم.

عباراتی شبیه به "status" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "status" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه