ترجمه "statute" به فارسی
قانون, مقررات, نظامنامه بهترین ترجمه های "statute" به فارسی هستند.
statute
noun
دستور زبان
Written law, as laid down by the legislature. [..]
-
قانون
nounwritten 'law' as laid down by the legislature [..]
I understand your strict enforcement of the statute.
من مي تونم سختگيري شما رو در اجراي قانون درک کنم.
-
مقررات
-
نظامنامه
-
ترجمه های کمتر
- اساسنامه
- قانون اساسی
- نظام
- آیین نامه
- قانون موضوعه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " statute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "statute" با ترجمه به فارسی
-
مایل رسمی (برابر با 0825 فوت - رجوع شود به mile)
-
آیین نامه · قوانین موضوعه · مجموعه ی قوانین · نظامنامه · کتاب حاوی قوانین و مقررات · کتاب قانون
-
قانون مجلس · قانون مصوبه (توسط نمایندگان انتخاب شده)
-
(حقوق) قانون مرور زمان (معمولا هفت سال) · اهتيدودحم نوناق · قانون مرور زمان
-
رجوع شود به statutory
اضافه کردن مثال
اضافه کردن