ترجمه "steak" به فارسی
استیک, بیفتک, (به ویژه گوشت گاو) تکه ی گوشت بهترین ترجمه های "steak" به فارسی هستند.
steak
verb
noun
دستور زبان
A slice of beef, broiled or cut for broiling. [..]
-
استیک
nounslice of beef [..]
We, shared a steak dinner once upon a time in Chattanooga.
چند وقت پیش توی چاتانوگا با هم استیک خوردیم.
-
بیفتک
slice of beef
He never eats dumplings, he don't he eats nothing but steaks, and he likes em rare.
هیچ وقت هم خمیر پخته نمیخورد فقط بیفتک می خورد به شرط آنکه زیاد سرخ نشده باشد.
-
(به ویژه گوشت گاو) تکه ی گوشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " steak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "steak"
عباراتی شبیه به "steak" با ترجمه به فارسی
-
استیک بر · چاقوی ویژه ی خوردن استیک
-
(گوشت گاو چرخ کرده و خرده نان و پیاز وتخم مرغ که با هم به صورت یک صفحه ی گرد بریان کرده اند) بریانی · استیک کوبیده
-
گوشت گاو بریان شده (از بالای ران گاو)
-
(خوراک) استیک گوشت چرخ کرده
-
بیفتک ران گاو
-
استیک ران · گوشت کبابی از ران گاو
-
قلوه گاه
-
(قصابی - گوشت گاو) استیک استخوان دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن