ترجمه "steaming" به فارسی
بخاردهی, داغ, عملآوري با بخار بهترین ترجمه های "steaming" به فارسی هستند.
steaming
adjective
noun
verb
adverb
دستور زبان
The action of steam on something. [..]
-
بخاردهی
-
داغ
adjective -
عملآوري با بخار
-
فراوري با بخار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " steaming " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "steaming" با ترجمه به فارسی
-
ماشینهای بخار
-
ماشین بخار · موتور بخار
-
تزریق بخار به میدان نفتی
-
لوکوموتیو بخار
-
دستگاه حفار بخار (ی) · کاوگر بخاری
-
(با بخار) پختن · (با: up- معمولا شیشه ی پنجره و غیره) مه گرفتن · (بخار) متصاعد شدن یا کردن 0 · (به ویژه روی شیشه ی پنجره و غیره) مه · (در اصل) بخار · (عامیانه - از خشم یا آزردگی و غیره) به جوش آمدن · (عامیانه) انرژی · (مجازی) با سرعت یا عزم حرکت کردن 3 · (کار کننده توسط نیروی بخار) بخاری · - بخار · با نیروی بخار حرکت کردن 2 · بخار · بخار (از خود) صادر کردن · بخار آب · بخار اب · بخار بر · بخار بیرون دادن · بخار تولید کردن · بخار رسان · بخارپز کردن 5 · بخور · به خود پیچیدن · بی تاب شدن · تار شدن (با بخار آب) 1 · حامل بخار · دمه · دَمِه · رمق · قوت · نرم کردن · نیرو · نیروی بخار · وشم · پاک کردن · پشتکار · پویایی · کشتی بخاری (steamship هم می گویند) · کلافه شدن 4
-
(در رستوران - برای گرم نگاهداشتن خوراک در پیشخوان یا ویترین و غیره) میز بخار · میز سرپوش دار
-
(مکانیک) بخار زنده (بخار فشرده که از دیگ بخار خارج شده و موتور را به حرکت در می آورد - در برابر: بخار مرده یا exhaust steamیعنی بخار گسترده و بی نیرویی که از موتور خارج می شود)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن