ترجمه "stellarator" به فارسی
استلراتور, (فیزیک) استلاراتور بهترین ترجمه های "stellarator" به فارسی هستند.
stellarator
noun
دستور زبان
(physics) A magnetic device used to confine a plasma, especially one used to sustain nuclear fusion [..]
-
استلراتور
type of fusion reactor
-
(فیزیک) استلاراتور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stellarator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stellarator" با ترجمه به فارسی
-
تکامل ستارگان
-
اخترشناسی ستارهای
-
هستهزایی ستارهای
-
حباب باد ستارهای
-
(نقش هنرپیشه) عمده · (هنرپیشه) عالی · اختری · اخگر دیس · اخگر وار · اصلی · برجسته · درجه یک · ستاره سان · ستاره شکل · ستاره مانند · ستاره وار · شبیه ستاره · وابسته به ستاره (یا ستارگان) · پر ستاره
-
تقدیم محوری
-
سیاهچاله ستارهوار
-
میدان مغناطیسی ستارهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن