ترجمه "stench" به فارسی

گند, تعفن, بخار بهترین ترجمه های "stench" به فارسی هستند.

stench verb noun دستور زبان

metaphorically, a foul quality [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گند

    noun

    a strong foul smell, a stink

    Here there were no taverns, no stifling closeness, no stench.

    در اینجا نه خفگی، نه بوی گند و نه عرق فروشی، هیچ کدام وجود نداشت.

  • تعفن

    noun

    There is a writhing movement as the heap settles down, and a sour stench of clothes diffuses itself.

    با یک وول خوردن همهجا میگیرند و بوی تعفن لباسها درهم آمیخته میشود.

  • بخار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بخار دهان
    • بوی تعفن
    • بوی گند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stench " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stench" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه