ترجمه "stereotype" به فارسی

کلیشه, از روی کلیشه چاپ کردن, باسمه، بهترین ترجمه های "stereotype" به فارسی هستند.

stereotype verb noun دستور زبان

A conventional, formulaic, and oversimplified conception, opinion, or image. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلیشه

    noun

    زیباک

    Now it turns out, we are extremely stereotypical.

    حالا معلوم شده، ما بشدت کلیشه ای هستیم.

  • از روی کلیشه چاپ کردن

  • باسمه،

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به stereotypy
    • قالبی کردن
    • پر مانند
    • پندار یا گفتار یا رفتار قالبی
    • کلیشه ساختن
    • یکجور دیس
    • یکجور دیس کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stereotype " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stereotype
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلیشه، گفتار قالبی

عباراتی شبیه به "stereotype" با ترجمه به فارسی

  • کلیشه قومی
  • تقلید شده · قالبی · مبتذل · متحجر · وابسته به یا ساخته شده با کلیشه · پر مانند (stereotypic هم می گویند) · کلیشه ای · یکجور دیس
  • کلیشه
  • تقلید شده · قالبی · متحجر · پر مانند · یکجور دیس
  • تقلید شده
  • تقلید شده
اضافه کردن

ترجمه های "stereotype" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه