ترجمه "sterility" به فارسی
عقیمی, نازایی, سترونی بهترین ترجمه های "sterility" به فارسی هستند.
sterility
noun
دستور زبان
The state or quality of being sterile. [..]
-
عقیمی
nounCancer, sterility, birth defects.
سرطان ، عقیمی ، نقص عضو در تولد
-
نازایی
nounit is used to treat sterility
برای درمان نازایی استفاده میشود
-
سترونی
noun
-
ترجمه های کمتر
- بیحاصلی
- بیهودگی
- بی ثمری
- بی حاصلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sterility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sterility" با ترجمه به فارسی
-
سترون · سترون سازی · سترونسازي · عقیم سازی · نازاسازی · گند زدایی
-
دیگ زودپز · قابلمه
-
خودنازایی · خودناسازگاري
-
عقیمی بین گونهای
-
اتوكلاوكردن · سترونکردن گرمایی
-
سترونی · عقیمی · نازایی
-
نرعقیمی سیتوپلاسمی · نرنازایی سیتوپلاسمی
-
سترونکردن · سترونکردن تجهيزات · سترونکردن شيميايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن