ترجمه "stingy" به فارسی
کنس, خَسیس, خسیس بهترین ترجمه های "stingy" به فارسی هستند.
stingy
adjective
دستور زبان
Stinging; able to sting. [..]
-
کنس
unwilling to spend or give [..]
In this century, men attend to business, they gamble on 'Change, they win money, they are stingy.
در این قرن، مردم کارهایی میکنند، بورس بازی درمیآورند، پول بدست میآورند، با این همه باز هم کنس هستند.
-
خَسیس
unwilling to spend or give [..]
-
خسیس
adjective nounDey won't let more four of us in on one cup tea, de stingy ole gets!
بدجنس ای خسیس واسه هر فن جون چای چار نفر بیشتر و راه نمی دن تو!
-
ترجمه های کمتر
- ناچیز
- کم
- جوکی
- ممسک
- نابسنده
- ژگور
- گزنده
- نحیف
- لاغر
- نزار
- بی برکت
- بی چربی
- تنگ چشم
- نا کافی
- ناخن خشک
- نیش زن
- کم کاسه
- گران کیسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stingy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stingy" با ترجمه به فارسی
-
خسیس
-
تنگ چشمی · خست · لئامت
-
تنگ چشمی · خست · لئامت
-
تنگ چشمی · خست · لئامت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن