ترجمه "stocky" به فارسی

خپل, انبوه, خپله بهترین ترجمه های "stocky" به فارسی هستند.

stocky adjective دستور زبان

(of a person or an animal) sturdy; solidly built; heavy and compact [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خپل

    He was, like, stocky with a beard.

    يه يارو خپل ريشو بود.

  • انبوه

    adjective
  • خپله

  • ترجمه های کمتر

    • قطور
    • (گیاه) ستبر ساقه
    • دارای ساقه ی کلفت و محکم
    • کوتاه و پهن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stocky " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stocky" با ترجمه به فارسی

  • خپلگی · کت و کلفت بودن · کوتاه و پهن بودن
اضافه کردن

ترجمه های "stocky" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه