ترجمه "stomach" به فارسی

معده, شکم, شکمبه بهترین ترجمه های "stomach" به فارسی هستند.

stomach verb noun دستور زبان

(transitive) To be able to tolerate (something), emotionally, physically, or mentally; to be able to stand or handle something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • معده

    noun

    digestive organ [..]

    Both her stomach and her intestines are functioning normally.

    هم معده و هم روده ش دارن بطور عادی عمل می کنن.

  • شکم

    noun

    belly [..]

    This medicine is to be taken on an empty stomach.

    این دارو باید با شکم خالی مصرف شود.

  • شکمبه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اشتها
    • دل
    • میل
    • خواست
    • del
    • بطنها
    • شكمبهها
    • پيلور
    • کاردیا
    • گاستر
    • نهاد
    • مکش
    • بطن
    • شبح
    • خصلت
    • (قدیمی) شخصیت
    • (مهجور) آزرده شدن
    • (مهجور) خشم 1
    • (مهجور) روح
    • (مهجور) غرور 0
    • اشتهای چیزی را داشتن 3
    • ایستادگی کردن
    • تاب آوردن
    • تحمل کردن
    • جلو آمدن
    • خشمگین شدن 2
    • سیراب (tripe هم می گویند)
    • قادر به خوردن بودن
    • قادر به گوارش بودن
    • معدههاي خشكشده گوساله
    • منتظر شدن
    • منزل کردن
    • ناحیه حاصلخیز
    • وفا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stomach " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stomach

Stomach (Chinese constellation)

+ اضافه کردن

"Stomach" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Stomach در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "stomach"

عباراتی شبیه به "stomach" با ترجمه به فارسی

  • بطنها (معده)
  • سرطان معده
  • احشا · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · مغز به عنوان غذا
  • تنه معده
  • درد معده · دل درد · شکم درد
  • رودل · عدم هضم
  • جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده · جنبندگی معدی-رودهای · حركت دودي · حرکت معدی-رودهای · وازنش
  • زخم معده
اضافه کردن

ترجمه های "stomach" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه