ترجمه "stony" به فارسی

سنگی, سنگلاخ, سرد بهترین ترجمه های "stony" به فارسی هستند.

stony adjective دستور زبان

As hard as stone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سنگی

    adjective

    In the stony wall there was a door hanging crookedly ajar upon one great hinge.

    روی دیوارة سنگی دری قرار داشت که به شکلی کج روی کی لولای عظیم نیمه باز مانده بود.

  • سنگلاخ

    The half drained elk dropped from my hands to the stony ground.

    گوزن شمالی نیمه خشک شده از دستهایم به زمین پر سنگلاخ افتاد.

  • سرد

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • سخت
    • سنگدل
    • سنگپوش
    • پرسنگ
    • سفاک
    • بی احساس
    • بی احساسات
    • بی رحم
    • بی عاطفه
    • دل سخت
    • سنگ دار
    • سنگ سان
    • سنگ مانند
    • متحجر شونده (stoney هم می نویسند)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stony " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stony"

عباراتی شبیه به "stony" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stony" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه