ترجمه "stoop" به فارسی

قوز, خمیدگی, کرنش بهترین ترجمه های "stoop" به فارسی هستند.

stoop verb noun دستور زبان

(US, Canada) A small porch, unroofed platform, or raised veranda leading to a main entrance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قوز

    which got them into the habit of stooping

    و همین کار باعث میشد که آنها به قوز کردن عادت کنند،

  • خمیدگی

    noun

    We searched every alley, every stoop, every corner.

    کوچه به کوچه هر خمیدگی و هر گوشه ای

  • کرنش

    Nawaf, a shifty man, was so full and careful of his pride that he would stoop to any private meanness to preserve it publicly:

    نواف که مردی زرنگ و حیلهگر بود، حاضر بود در برابر هر فردی کرنش کند، اما در جمع رور خود را از دست نمیداد،

  • ترجمه های کمتر

    • شیرجه
    • خشوع
    • تنگ
    • ایوانچه
    • دولاشدگی
    • خمیدن
    • (بدن خود را) خم کردن
    • (به سوی طعمه) سرازیر شدن
    • (خود را) خوار کردن
    • (قدیمی) تسلیم شدن
    • (پرنده ی شکاری) شیرجه رفتن
    • (پرنده) پرواز سرازیر
    • تمکین کردن
    • تواضع کردن
    • خشوع کردن
    • خفیف کردن
    • خم شدن
    • خمیده کردن یا شدن یا بودن
    • خود را پایین آوردن
    • دولا شدن
    • دولا کردن یا شدن
    • سر فرود آوردن
    • فروتنی کردن
    • قوز کردن
    • پله ی درگاه
    • پلکان جلو در خانه
    • کرنش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stoop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stoop" با ترجمه به فارسی

  • کار خم شدنی · کار مستلزم دولا شدن (مثلا چیدن گوجه فرنگی)
اضافه کردن

ترجمه های "stoop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه