ترجمه "stoppage" به فارسی

توقف, ایست, وقفه بهترین ترجمه های "stoppage" به فارسی هستند.

stoppage noun دستور زبان

A pause or halt of some activity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توقف

    and made use of the stoppage to go down to the sea, which drew him on and on.

    و از این توقف استفاده کرد تا به کنار دریا که نگاه آن وی را به خود میکشید برود.

  • ایست

    noun
  • وقفه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ایستش
    • بندآمدگی
    • بندش
    • توقیف
    • تعطیل
    • گرفتگی
    • منع
    • جلوگیری
    • قطع
    • (لوله و غیره) گیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stoppage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stoppage" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stoppage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه