ترجمه "storm" به فارسی

طوفان, توفان, کولاک بهترین ترجمه های "storm" به فارسی هستند.

storm verb noun دستور زبان

Any disturbed state of the atmosphere, especially as affecting the earth's surface, and strongly implying destructive or unpleasant weather. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طوفان

    noun

    disturbed state of the atmosphere [..]

    After a storm comes a calm.

    پس از طوفان، آرامش گسترده میگردد.

  • توفان

    noun

    They are just waiting for the storm to pass.

    آنها فقط منتظرند که توفان تمام شود.

  • کولاک

    noun

    disturbed state of the atmosphere

    All the awfulness of the storm seemed to her more splendid now.

    آن همه وحشت کولاک و توفان به چشم او زیباتر از هر چیز مینمود.

  • ترجمه های کمتر

    • هجوم
    • بوران
    • یورش
    • تندباد
    • رگبار
    • توفیدن
    • آشفتگی
    • بحران
    • توفند
    • شتابیدن
    • شتافتن
    • نابسامانی
    • (با خشم) مورد حمله یا پرسش قرار دادن
    • (به شدت) باریدن (برف یا باران یا تگرگ)
    • (به شدت) وزیدن
    • (مجازی) ریزش شدید هرچیز
    • (هواشناسی) کولاک
    • بارش شدید (برف یا تگرگ یا باران)
    • بورانی شدن
    • تغییر ناگهانی هوا
    • تند باد (بادی که تندی آن میان 46 تا 27 مایل در ساعت باشد)
    • توفان (طوفان)
    • توفانی بودن یا شدن
    • تک غافلگیرانه
    • تک غافلگیرانه کردن
    • جوش وخروش
    • خروشیدن با خشم و شتاب و انجام دادن 0
    • ریختن (به خیابان ها و غیره)
    • هجوم بردن
    • کولاک کردن
    • یورش بردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " storm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Storm

Storm (Marvel Comics)

+ اضافه کردن

"Storm" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Storm در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "storm"

عباراتی شبیه به "storm" با ترجمه به فارسی

  • (در نواحی سردسیر و توفانی) پنجره ی توفان (که در خارج پنجره ی معمولی قرار دارد)
  • (به هم خوردن میدان های مغناطیسی زمین در اثر لکه ها و شعله وری های خورشید) توفان مغناطیسی (یا برکشندی)
  • مرغ طوفان خاکستری
  • (مجازی) سرچشمه ی ناراحتی · (هواشناسی) مرکز توفان (که آرام است و فشار بارومتری کمی دارد) · مرکز تشنج یا شورش · مرکز چرخند · منشادردسر
  • (امریکا) پناهگاه توفان (معمولا سردابه ی خانه) · زیرزمین (cyclone cellar هم می گویند)
  • (جانور شناسی) مرغ توفان (Hhydrobates pelagicus - بومی آتلانتیک شمالی)
  • (آلمان هیتلری) گارد توفان · گروه ضربت
  • شراع/بادبان لچکی ویژه هوای طوفانی
اضافه کردن

ترجمه های "storm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه