ترجمه "stormy" به فارسی
توفانی, منقلب, متلاطم بهترین ترجمه های "stormy" به فارسی هستند.
stormy
adjective
دستور زبان
Of or pertaining to storms. [..]
-
توفانی
adjectiveWe wouldn't mind then, when there comes stormy weather.
آن وقت دیگر از هوای توفانی واهمه نداریم.
-
منقلب
should the night happen to be stormy they will not be sorry to find something to console themselves with.
که اگر دریا منقلب باشد و تأخیری در مراجعت به رودخانه شود ما را بی آذوقه مگذاری.
-
متلاطم
adjectiveAn indecisive person is like a man in a rudderless boat on a stormy sea
آدم دودل مانند کسی است که در دریای متلاطم درون قایقی بدون سکّان قرار دارد
-
ترجمه های کمتر
- آتشین
- خروشان
- بورانی
- توفناک
- ستهم
- پرخشونت
- کولاکی
- جنجالی
- شدید
- توفانی (طوفانی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stormy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stormy" با ترجمه به فارسی
-
تندی · حالت طوفانی · هیجان
-
رجوع شود به storm petrel
اضافه کردن مثال
اضافه کردن