ترجمه "strained" به فارسی
تحمیلی, تصنعی, خمیده، از جا در رفته بهترین ترجمه های "strained" به فارسی هستند.
strained
adjective
verb
دستور زبان
Forced through a strainer. [..]
-
تحمیلی
-
تصنعی
He was grinning, but it was a very odd, strained sort of grin.
رون میخندید اما خندهاش غیرعادی و تصنعی بود.
-
خمیده، از جا در رفته
-
ترجمه های کمتر
- زورکی
- ساختگی
- کرنشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strained " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "strained" با ترجمه به فارسی
-
تفاوتهاى زادي · تفاوتهاي دودمانی · تفاوتهاي سویهای · تفاوتهاي گونهاي · تفاوتهای زيستشناختي · تفاوتهای زیستی
-
ریززیوی (میکرو ارگانیسم) فرضی که می تواند همه ی موجودات کره ی زمین را نابود کند
-
آسیب فشار تکراری
-
آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
-
ماست چکیده
-
آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · کشتهای آغازگر
-
تیر نگهدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن