ترجمه "stranger" به فارسی
غریبه, خارجی, اجنبی بهترین ترجمه های "stranger" به فارسی هستند.
stranger
verb
noun
adjective
دستور زبان
comparative form of strange: more strange [..]
-
غریبه
nounperson whom one does not know
I'm a stranger here.
من اینجا غریبه ام.
-
خارجی
nounforeigner
Leonidas against the stranger, Timoleon against the tyrant, which is the greater?
لئونیداس مقابل خارجی و تیمولئون بر ضد ستمگر کدام یک بزرگترند؟
-
اجنبی
nounall the sailors for the moment desist from hoisting in the goods, to mark the stranger's evil eye.
همه ملاحان یک لحظه از بار کشتی دست بر میدارند و شوم چشمی مرد اجنبی را به یکدیگر گوشزد میکنند.
-
ترجمه های کمتر
- بیگانه
- غریب
- بیواره
- ناآشنا
- غیردرگیر
- نامانوس
- نامحرم
- (حقوق) کسی که طرف دعوی یا قرارداد و غیره نیست
- برون مرزی
- در غربت
- شخص ثالث
- غیر ذینفع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stranger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stranger" با ترجمه به فارسی
-
بیگانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن