ترجمه "stratify" به فارسی
(برحسب نژاد یا طبقه ی اجتماعی یا درآمد و غیره) رده بندی کردن, (کشاورزی - نگهداری تخم گیاه با قرار دادن آن در میان لایه ای از خاک رطوبت نگهدار) لایه نهش, اشکوب بندی کردن بهترین ترجمه های "stratify" به فارسی هستند.
stratify
verb
دستور زبان
(intransitive) To become separated out into distinct layers or strata. [..]
-
(برحسب نژاد یا طبقه ی اجتماعی یا درآمد و غیره) رده بندی کردن
-
(کشاورزی - نگهداری تخم گیاه با قرار دادن آن در میان لایه ای از خاک رطوبت نگهدار) لایه نهش
-
اشکوب بندی کردن
-
ترجمه های کمتر
- طبقه بندی کردن
- قشر بندی کردن
- لایه لایه کردن یا شدن
- مطبق کردن یا شدن
- چینه چینه کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stratify " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stratify" با ترجمه به فارسی
-
روش تصادفی طبقه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن