ترجمه "straw" به فارسی

کاه, پوشال, نی بهترین ترجمه های "straw" به فارسی هستند.

straw adjective noun verb feminine دستور زبان

(countable) A dried stalk of a cereal plant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاه

    noun

    a dried stalk of a cereal plant [..]

    The masters were embalmed, the servants were stuffed with straw.

    آقایان، اجساد مومیایی شده و نوکران، هیکلهای کاه انباشته بودند.

  • پوشال

    noun

    a dried stalk of a cereal plant

    There was a stool, and table, and a straw bed.

    چارپایه، میز، و بستری از پوشال اثاثهء اطاق را تشکیل میداد.

  • نی

    noun adverb

    dried stalks considered collectively

    Bella sighed and put her lips to the straw again.

    بلا آه کشید و دوباره نی رو روی لبهاش گذاشت.

  • ترجمه های کمتر

    • کاهی
    • سبدی
    • خس
    • بوریا
    • کلش
    • غاز
    • گندم
    • پوست
    • جگن
    • ماشوره
    • نایزه
    • گوشوارک
    • نال
    • پشیز
    • ناچیز
    • (برای نوشیدن) نی
    • (مخفف) رجوع شود به straw man
    • (کلاه و غیره) حصیری
    • به رنگ کاه
    • زرد کم رنگ
    • متمایل به زرد
    • هرچیز بی ارزش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " straw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Straw proper

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Straw" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Straw در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "straw"

عباراتی شبیه به "straw" با ترجمه به فارسی

  • به هر دری زدن
  • اخذ رای غیر رسمی وازمایشی
  • شراب کشمش
  • کاه جو
  • (عامیانه) معاون سرکارگر · خرده پا · سرپرست فاقد اختیارات کافی · نفر دوم
  • نی · نی نوشیدنی
  • وابسته به تئاتر تابستانی · کلاه سبدی
  • برگ سوزنی کاج (به ویژه اگر ریخته و خشک باشد) · کاجبرگ خشک
اضافه کردن

ترجمه های "straw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه