ترجمه "strenuous" به فارسی
دشوار, فعال, سخت بهترین ترجمه های "strenuous" به فارسی هستند.
strenuous
adjective
دستور زبان
Urgent, ardent, zealous. [..]
-
دشوار
adjective -
فعال
-
سخت
adjectiveI made strenuous efforts to reach each one of them.
من هم سخت تلاش میکردم تا به این هدفها برسم.
-
ترجمه های کمتر
- فرساینده
- نیروگیر
- پرالتهاب
- پرتقلا
- پرتنش
- پرتکاپو
- پرکوشش
- مشتاقانه
- طاقت فرسا
- پر اشتیاق
- پر حرارت
- پر زحمت
- پر شور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strenuous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن