ترجمه "stretcher" به فارسی
برانکارد, برانکار, گشادکننده بهترین ترجمه های "stretcher" به فارسی هستند.
stretcher
verb
noun
دستور زبان
A simple litter designed to carry a sick, injured, or dead person. [..]
-
برانکارد
simple litter designed to carry a sick, injured, or dead person
I have a very clear image of leaving the base hospital on a stretcher
تصویر زمانی که روی برانکارد از بیمارستان مرکزی خارج شدم تو ذهنمه
-
برانکار
George thought of Eve as she was being carried out on the stretcher.
جورج به ای و در حالیکه او را روی برانکار میبردند فکر کرد.
-
گشادکننده
-
ترجمه های کمتر
- کشان
- (شخص یا دستگاه) کشنده
- تخت تاشو
- تخت روان
- سنگ کتیبه
- فراخ ساز
- کش آور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stretcher " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stretcher" با ترجمه به فارسی
-
(به ویژه در میدان رزم) مسئول حمل برانکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن