ترجمه "strife" به فارسی
نزاع, ستیزه, کشمکش بهترین ترجمه های "strife" به فارسی هستند.
strife
noun
دستور زبان
Violent conflict, usually brief or limited in nature. [..]
-
نزاع
nounSuch a definition would cover many situations in which there is an absence of strife.
این تعریف موقعیّتهای بسیاری را شامل میگردد که در آن نزاع وجود ندارد.
-
ستیزه
nounWe ask the Warrior to give us courage in these days of strife and turmoil.
از مبارز میخواهیم که به ما شجاعت ببخشد در این روز های ستیزه و آشفتگی
-
کشمکش
nounBut what if secrecy is actually the reason for all that strife?
اما اگر این مخفی کاری دلیل اصلی این کشمکش ها باشه چی؟
-
ترجمه های کمتر
- درگیری
- ستیز
- مبارزه
- تقلا
- تلاش
- رقابت
- کشاکش
- دوئیت
- هماوردی
- پرخاش
- مقابله
- (قدیمی) کوشش
- هم چشمی
- پیشی جویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strife " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن