ترجمه "stringent" به فارسی

سخت, قاطع, فرسخت بهترین ترجمه های "stringent" به فارسی هستند.

stringent adjective دستور زبان

Strict; binding strongly; making strict requirements; restrictive; rigid; severe [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    Strict; binding strongly; making strict requirements; restrictive; rigid; severe

    The security at the border has become very stringent.

    نگهبانان سر مرز خيلي. سخت گير شدند

  • قاطع

    Strict; binding strongly; making strict requirements; restrictive; rigid; severe

  • فرسخت

  • ترجمه های کمتر

    • کاسد
    • سختگیرانه
    • شدید
    • (بازرگانی) در مضیقه (از نظر عرضه ی پول برای سرمایه گذاری یا وام و غیره)
    • بی امان
    • تند وتیز
    • دچار کمبود پول در گردش
    • سخت گير
    • قانع کننده
    • محکم بسته شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stringent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stringent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه