ترجمه "strolling" به فارسی
دربدر, دوره گرد, سیار بهترین ترجمه های "strolling" به فارسی هستند.
strolling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of stroll. [..]
-
دربدر
-
دوره گرد
-
سیار
He evidently belonged to the strolling company, and was amusing the crowd with hideous grimaces and contortions.
خود را به هیئت احمقها درآورده بود؛ ظاهراً جزء گروه سیار بود و مردم را با شکلکها و پیچ و تابهای ترسناک سرگرم میکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strolling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "strolling" با ترجمه به فارسی
-
خیابان گز کردن · در گردش بودن · سلانه سلانه راه رفتن · سلانه سلانه روی · سیار بودن · قدم زدن · قدم زنى · قدم زنی · پرسه زنی · گردش
-
خیابان گز کردن · در گردش بودن · سلانه سلانه راه رفتن · سلانه سلانه روی · سیار بودن · قدم زدن · قدم زنى · قدم زنی · پرسه زنی · گردش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن