ترجمه "strop" به فارسی
تسمه, (با تسمه ی چرمی) تیز کردن, تسمه ی چرمی (برای تیز کردن چاقو و تیغ و غیره) بهترین ترجمه های "strop" به فارسی هستند.
strop
verb
noun
دستور زبان
A strap; more specifically a piece of leather or a substitute (notably canvas), or strip of wood covered with a suitable material, for honing a razor, in this sense also called razor strop. [..]
-
تسمه
nounThis one's had a strop on since we left.
این یکی از لحظه ای که حرکت کردیم تسمه داشته
-
(با تسمه ی چرمی) تیز کردن
-
تسمه ی چرمی (برای تیز کردن چاقو و تیغ و غیره)
-
ترجمه های کمتر
- تیغ تیز کن
- رجوع شود به strap
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن