ترجمه "struck" به فارسی
در حال اعتصاب, دستخوش اعتصاب, زمان گذشته و اسم مفعول : strike بهترین ترجمه های "struck" به فارسی هستند.
struck
adjective
verb
Simple past tense and past participle of strike. (delete) [..]
-
در حال اعتصاب
adjective -
دستخوش اعتصاب
-
زمان گذشته و اسم مفعول : strike
-
محنت زده
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " struck " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "struck" با ترجمه به فارسی
-
دستپاچه
-
دهشت زده · وحشت زده (horror-stricken هم می گویند)
-
(حقوق) هیات منصفه ی دوازده نفری (منتخب توسط وکلای مدافع و بازپرسان)
-
بهت زده · حیرت زدن · شگفت زده · غرق در تعجب (wonder-stricken هم می گویند)
-
بهت زده · حیران (awestricken هم می گویند) · هاج و واج · پر از ترس و احترام
-
شیفته ی بازیگری · عاشق هنرپیشگی و صحنه ی نمایش
-
(فیلم عکاسی و غیره) نور دیده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن