ترجمه "studious" به فارسی

ساعی, کوشا, مشتاقانه بهترین ترجمه های "studious" به فارسی هستند.

studious adjective دستور زبان

Given to thought, or to the examination of subjects by contemplation; contemplative. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساعی

    adjective
  • کوشا

    You were always so studious, so pious.

    تو هميشه کوشا و ديندار بودي

  • مشتاقانه

    without saying anything she was about to relapse into her former studious mood:

    بی آن که چیزی بگوید میخواست به همان حالت مطالعه مشتاقانه خود برگردد

  • ترجمه های کمتر

    • کاری
    • بژکول
    • درسخوان
    • سختکوش
    • پژوهشگرانه
    • خرخون
    • پژوهشی
    • بلیغ
    • مجدانه
    • سنجیده
    • (نادر) عمدی
    • از قصد
    • با اشتیاق
    • با جد و جهد
    • وابسته به یا مشغول به تحصیل یا مطالعه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " studious " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "studious" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه