ترجمه "stuttering" به فارسی

لکنت, لکنت زبان بهترین ترجمه های "stuttering" به فارسی هستند.

stuttering adjective noun verb دستور زبان

A speech disorder in which the flow of speech is disrupted by involuntary repetitions and prolongations of sounds, syllables, words or phrases, and by involuntary silent pauses or blocks in which the stutterer is unable to produce sounds. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لکنت

    noun

    When she began to stutter, her classmates couldn't help laughing.

    وقتی که او به لکنت افتاد، همکلاسی هایش نتوانستند جلوی خنده شان را بگیرند.

  • لکنت زبان

    articulation disorder characterized by involuntary sound repetition and disruption or blocking of speech

    And the thing is that I have a stutter.

    و اون یه چیز اینه که من لکنت زبان دارم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stuttering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stuttering" با ترجمه به فارسی

  • تته پته · تق تق کردن · رجوع شود به stammer · صدای مکرر ایجاد کردن · لكنت داشتن · لکنت · لکنت داشتن · لکنت زبان
  • تته پته · تق تق کردن · رجوع شود به stammer · صدای مکرر ایجاد کردن · لكنت داشتن · لکنت · لکنت داشتن · لکنت زبان
  • تته پته · تق تق کردن · رجوع شود به stammer · صدای مکرر ایجاد کردن · لكنت داشتن · لکنت · لکنت داشتن · لکنت زبان
اضافه کردن

ترجمه های "stuttering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه